درمورد شرح فتاوي، اين كتاب همتاي شعاير گيوم دومونلوزون است. هدف
شعاير توضيح علم كلام به كانُنها و هدف شرح فتاوي توضيح حقوق شرع به متكلمين بود.
فلسفهٴ گويو كليسايي بود، با گرايشهاي تومايي، همچنانكه در آموزشهاي استادش ژوفروا منعكس شده است. او هيچ تمايز واقعي ميان جوهر و وجود نميبيند و صورتگرايي دُنْـس اسكوت و اعراض حقيقيهٴ سن پورسني را رد ميكند. او را در اينجا بيشتر بهعنوان معرف برجستهٴ كاتالونيا و كرمليان ذكر كرديم.
پلايو
آلوارو پلايو1 فرانسيسي و متكلم اسپانيايي (متوفا 1352).
درحدود سال 1280 در سان پايو (آرانگاي امروزي) در ايالت گاليسيا، از رابطهاي نامشروع به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي او تحت نظر سانچوي چهارم (شاه كاستيل 1284 ـ 1295)، انجام گرفت. سپس تحصيلاتش را در بولونيا نزد گويدو بائيسيوي كانُـن (اهل رگيو نِل اميليا، سرشماس بولونيا و در سال 1296 رئيس دانشگاه بولونيا شد)، ادامه داد و يكي از همدرسانش فقيه معروف جوواني داندرئا بود (نك). در سال 1304 در اجلاس عمومي فرانسيسيان در آسيسي شركت كرد. با اينكه فرانسيسي بود، مدتي در صومعهٴ دومينيكي پروجا حقوق شرع آموخت. احتمالاً تا سال 1329 در ايتاليا به سر برد.
در سال 1328 از دو گروه حوادث انقلابي سخت بهتشويش افتاد. پاپ يوحناي بيستودوم، لودويگ باواريايي را تكفير كرد و او در سال 1328 نيكولاي پنجم، پاپ غيرقانوني را در رم نشاند. نيكولاي پنجم تاج بر سر او نهاد و يوحناي بيستودوم را تكفير كرد. (نيكولاي پنجم در سال 1330 تسليم پاپ يوحناي بيستودوم شد و در سال 1336 در آوينيون در زندان درگذشت). آلوارو سخت مخالف امپراتور و پاپ غيرقانوني بود. وقتي ميكلهٴ كزنايي، رئيس فرقهٴ او و ويليام آكمي در سال 1328 از آوينيون گريختند و به كاخ امپراتور پناهنده شدند، نفرت او باز هم تشديد شد.
آلوارو در سال 1329 از سوي يوحناي بيستودوم عضو دادگاه پاپ شد و در آوينيون استقرار يافت. در سال 1333 اسقف سيلوش در الغرب (پرتغال) شد. در سال 1346 از مقرش رانده شد و در 25 ژانويهٴ 1352 در اشبيليه درگذشت و او را در صومعهٴ كلاريست آن شهر به خاك سپردند.
آلوارو در اثناي اقامتش در آوينيون در بسياري مجادلات، كه موجب تجزيهٴ فرقهاش شد،